چقدر خندیدن به دنیا میاد!
امضا:باهم دوست باشید!
خیلی وقته که دلم برای خنده هات لک زده!
خیلی وقته که میخوام بیام و بگم برگردی!
خیلی وقته...
میدونم که توام دلت واسم تنگ شده!
میدونم که توام میخوای که...
میدونم که خیلی زود برمیگردی!
آخه اون موقعی که تو حواست نبود و رفتی،پشت سرت آب ریختم!
*دیگه بسه!بی خیال !برگرد!خسته شدم!*
شکستن نوک مدادمون بود!
امضا: باهم دوست باشید!
خیلی راحت روی زمین راه میریم و سنگهارو له میکنیم ...
نمیدونم اگه میدونستیم این سنگها
یه روزی کوه بودن بازم این کارو میکردیم یا نه!!!
امضا:باهم دوست باشید!"سارا مریدی"
به رووم نمیاری ولی خودم می فهمم که بدم!
به جرم این سیاهیا پرده به صورتم زدم!
***
رووم نمیشه نیگات کنم از پس این پنجره ها!
پنهونی دادم خودم و به دست بی رحم بلا!
روزای با تو بودنم طنین پر خروشی ام!
شبای بی تو موندنم بهونه ی خموشیم!
میخوام بگیری دستمو قسم به اشک هر شبم،
سیاهه صورتم ولی عشق توهه تاب و تبم!
تا سلامی دیگر والسلام!
من تو را نمی شناسم!
تو هم مرا نمی شناسی!
این حرفهای من و توست!
اما...
اما در ناشناخته های من و تو شناختی نهفته است
که با وجود نا شناخته بودنش ،من و تو را به هم می شناساند!
امضا:با هم دوست باشید"سارا مریدی"
امتحان در پیش است...
خوب گوش کن...
یکی از سوالات که خیلی هم سخت پاسخش بدست می آید لو رفته...
اگه همین جا گوش نکنی نمی فهمی که قضیه از چه قراره...
میخوام قضیه ای رو برات ثابت کنم که توی هیچ کدوم از
کتب دانشمندان و ریاضیدانان بزرگ قابل رویت نیست...
خوب گوش کن و درست ببین ...
این همون قضیست:
من+تو=من به توان تنهایی...!
در آن زمان که باد حرفهای باداباد تو مرا
بدست باد سپرد تازه فهمیدم که خانه
عجب جای امنی ست...
ای کاش در خانه می ماندم و بیرون نمی آمدم!
باز دلم جوونی کرد و دل سپرد
دریا رو ندیده ، ساحل اونو برد...
به خیالش که دیگه این دفعه راه
نمی ره رو به خطا و اشتباه...
دل خیال کرده بود امتحان بخت
مهربون شه،این دفعه نباشه سخت...
اما دل باز دلشو بی خودی باخت
زندگی سرود تلخش رو نواخت...
واسه قلبی که اسیر و مجنونه
این روزا فقط به فکر درمونه...
درمون دلی که بیچاره شده
عاشقی نکرده آواره شده...!
نازنین خداپرست
یه قلب تنها، پشت شب، دلش واست تنگ می شه
یک دفعه ساده می شکنه، دوباره از سنگ می شه
مهلت بده! بهت بگم، بریدم از رنگ خزون
بهار واسم بهونه بود، تا بگذرم نامهربون-
از هر چی راه که آخرش، تو رو به یادم میاره
گذشته ها گذشتن و ، من و تو یه خاطره
مهلت بده که رد نشم، از درس "بی تو زندگی"!
غصه ها رو خط بزنیم، من و قلم به سادگی!
رویا حقیقت نداره! شبا چه راحت می میرن
آدما از خواب می پرن، روزا رو از سر می گیرن
مهلت بده که این شبا، آخر مهلت منه
صبح نشده می رم که تا بغض زمونه بشکنه
و دیگر هیچ...!!!!!!!!!
" ساناز راستگو "
یادت باشه که هیچ کس دوبار زندگینکرده ،پس تا زنده ای باهمه دوست باش!امضا:سارا مریدی!
قالب وبلاگ
قالب وبلاگ کلیپ موبایل مرجع تخصصی موبایل
سایت تخصصی موبایل
موبایل
کلیپ موبایل مرجع تخصصی موبایل