کنار هر خیابونی یه جاده از من کشیدن
از روتنم گذشتن و به خونه هاشون رسیدن
***
به من میگن پیاده رو رفیق عابرا منم
چن دفعه هر روز همتون رد میشین از روی تنم؟!
***
من مثل خط ممتدم پر از صدا و ساکتم
میون دست زندگی با بعضیا یه رابطم
***
توو کسب دس فروش پیر سفره ی کاسبیش منم
هرروز هزار بار الکی شاهد عاشق شدنم
***
می شنوم از زیر پاتون چه جور به هم دروغ میگین
با عشوه و ناز و ادا به هم دیگه سلام میدین
***
بعضیاتون مثل شبین ساکت و سرد و بی صدا
فرقی ندارین وا سه من پولدارو بی پول و گدا...
***
خلاصه هر صبح تا غروب یه جورایی جون می کنم
قدم روو قلبم میذارین بوسه به پاتون میزنم...
***
اما شبا قصه ی من فلسفه ی گنگ غمه
قصه ی بی چارگیا یه جور سکوت مبهمه...
***
شبا توو شهر شُهرتون بعضیا سقفی ندارن
من میبینم سراشونو گشنه رو بالش میذارن
***
دلم میخواد بدونی که رفتن ما اجباریه
قصه ی مرگ آدما یه قصه ی تکراریه
***
به من میگن پیاده رو رفیق عابرا منم
چن دفعه هر روز همتون رد میشین از روی تنم؟!
امضا:با هم دوست باشید"سارا مریدی"