شکستن نوک مدادمون بود!
امضا: باهم دوست باشید!
خیلی راحت روی زمین راه میریم و سنگهارو له میکنیم ...
نمیدونم اگه میدونستیم این سنگها
یه روزی کوه بودن بازم این کارو میکردیم یا نه!!!
امضا:باهم دوست باشید!"سارا مریدی"
من تو را نمی شناسم!
تو هم مرا نمی شناسی!
این حرفهای من و توست!
اما...
اما در ناشناخته های من و تو شناختی نهفته است
که با وجود نا شناخته بودنش ،من و تو را به هم می شناساند!
امضا:با هم دوست باشید"سارا مریدی"
امتحان در پیش است...
خوب گوش کن...
یکی از سوالات که خیلی هم سخت پاسخش بدست می آید لو رفته...
اگه همین جا گوش نکنی نمی فهمی که قضیه از چه قراره...
میخوام قضیه ای رو برات ثابت کنم که توی هیچ کدوم از
کتب دانشمندان و ریاضیدانان بزرگ قابل رویت نیست...
خوب گوش کن و درست ببین ...
این همون قضیست:
من+تو=من به توان تنهایی...!
در آن زمان که باد حرفهای باداباد تو مرا
بدست باد سپرد تازه فهمیدم که خانه
عجب جای امنی ست...
ای کاش در خانه می ماندم و بیرون نمی آمدم!
باز دلم جوونی کرد و دل سپرد
دریا رو ندیده ، ساحل اونو برد...
***
به خیالش که دیگه این دفعه راه
نمی ره رو به خطا و اشتباه...
دل خیال کرده بود امتحان بخت
مهربون شه،این دفعه نباشه سخت...
اما دل باز دلشو بی خودی باخت
زندگی سرود تلخش رو نواخت...
واسه قلبی که اسیر و مجنونه
این روزا فقط به فکر درمونه...
درمون دلی که بیچاره شده
عاشقی نکرده آواره شده...!
نازنین خداپرست
یه قلب تنها، پشت شب، دلش واست تنگ می شه
یک دفعه ساده می شکنه، دوباره از سنگ می شه
مهلت بده! بهت بگم، بریدم از رنگ خزون
بهار واسم بهونه بود، تا بگذرم نامهربون-
از هر چی راه که آخرش، تو رو به یادم میاره
گذشته ها گذشتن و ، من و تو یه خاطره
مهلت بده که رد نشم، از درس "بی تو زندگی"!
غصه ها رو خط بزنیم، من و قلم به سادگی!
رویا حقیقت نداره! شبا چه راحت می میرن
آدما از خواب می پرن، روزا رو از سر می گیرن
مهلت بده که این شبا، آخر مهلت منه
صبح نشده می رم که تا بغض زمونه بشکنه
و دیگر هیچ...!!!!!!!!!
" ساناز راستگو "
مرا به جرم دنیا پرستی به بهشت بردند...
میدانی چرا؟!
چون تمام دنیای من خدا بود و بس...
پامو گذاشتم روی گاز
و با سرعت به سمت تو...
تو...
تو اما...
جریمم کردی! بدون این که نگام کنی و ببینی که من...
من...
من اما...
مقصر نبودم! چشمای تو همیشه سبز بود!...
...
نمی دونم...! شایدم من سرعت بالایی داشتم! می گفتن دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه ها!
فعلا که
تو قبرستون فراموشی
رها شدم و
روی سنگ قبرم نوشتن:
کشته ی تصادف عشق!
(شهلا جوشقانی)
ادامه در ادامه ی مطلب!
برای غصه خوردنامون دیگه دیره...
پروانه از شمع می خواد عیدی بگیره...
ترانه له له می زنه تا که بخونه...
قصه ی دلدادگی ماهو شبونه...
ستاره دستش رو به شاخه ها کشیده...
منتظر شکفتن عشق و امیده...
شقایق عاشق تر از اونه که می گفتن...
یواش یواش داره میره سوی شکفتن...
تک تک اینها به کنار دل داره میره...
طفلکی توو جای همیشگیش چه گیره...
میرم ببینم به کجا اینطور دوونه...؟!
جا و مکان امن ِ یا نه داره میمیره؟!!!
یادت باشه که هیچ کس دوبار زندگینکرده ،پس تا زنده ای باهمه دوست باش!امضا:سارا مریدی!
قالب وبلاگ
قالب وبلاگ کلیپ موبایل مرجع تخصصی موبایل
سایت تخصصی موبایل
موبایل
کلیپ موبایل مرجع تخصصی موبایل